تبليغاتX
کلبه فقیری من

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 16:57  توسط بیکی زاده  | 

بازتاب : گروه تروريستي موسوم به «جندالله» و ايادي «عبدالمالك ريگي» در اطلاعيه‌اي، دستگيري سركرده خود را تكذيب كردند.
پيش از اين برخي منابع غيررسمي چنين خبري را مطرح كرده بودند، اما در اين بيانيه، ادعا شده كه ريگي و همراهانش در كوه‌هاي بلوچستانند، نه پاكستان:
«بدين‌وسيله جنبش مقاومت مردمي ايران (جندالله) شايعه دروغين دستگيري رهبري جنبش مقاومت مردمي را در پاکستان که توسط کمپاني‌هاي دروغ پراکني رژيم انتشار يافته، تکذيب نموده و اعلان مي‌دارد که رهبري جنبش و يارانش در پاکستان نبوده و نيستند تا هدف حمله نيروهاي پاکستاني قرار گيرند.
جنبش بار ديگر اعلان مي‌دارد که رهبري جنبش و گارد ويژه‌اش در پايگاه‌هاي مستحکم و نفوذناپذير کوه‌هاي بلوچستان به سر مي برند که هيچ راه نفوذي براي رژيم وعوامل مزدورش به اين پايگاه‌ها نيست و دستگيري به جاي خود، بلکه رسيدن به پايگاه رهبري جنبش به اميد حقّ چنان امري سهل و آسان نيست والا رژيم طي يک سال گذشته که هزاران توطئه نمود و ميلياردها تومان هزينه صرف کرد، موفق به انجام اين کار مي‌شد!
اما اين شايعات دروغين هيچ تاثير‌ منفي در جنبش و فعاليت‌هايش نداشته و نخواهد داشت بلکه چهره مکّار و دروغ‌پرداز رژيم را به نمايش گذاشته و حقيقت کذّاب و دجّال‌گونه پيروان خميني را بيش از پيش براي ملّت شريف و ستم‌ديده ايران آشکار مي‌سازد و ضعف و ناتواني رژيم را نمايان ساخته که جهت بقاي خود در اين عصر الکترونيک به چنين دروغ‌پردازي‌هاي شرم‌ناک متوصل مي‌شود و اين امر بايد ملت ايران را براي قيام عمومي عليه اين رژيم ضعيف، ناتوان و پوسيده آماده بسازد که با يک قيام مي‌توانند پايه‌هاي سست رژيم آخوندي را از بيخ کنده و آزادي را براي خود به ارمغان آورند.
جنبش مقاومت مردمي ايران (جندالله)».
گفتني است، پيام اين گروه به «بازتاب»، با IP كشور پاكستان ارسال شده است.
توضیح زمان : در بیانیه جندالله اشاره ای به مقر اطلاع رسانی این گروه نشده است که در پاکستان هستند یا ایران. و ممکن است پایگاه این گروه در ایران و مرکز اطلاع رسانی آن در کشور دیگری باشد.در ثانی زمانیکه بسیاری از روستاهای بلوچستان از امکانات اولیه محروم هستند چگونه امکان دارد در کوههای صعب العبور بلوچستان امکانات برق و اینترنت و ... فراهم باشد . ثالثا برای یک گروه نظامی محاسبات امنیتی بویژه در اینترنت مطمئنا دارای اهمیت است.ساده لوحی این گروه خواهد بود اگر بگونه ای عمل کنند که بازتاب هم بتواد آنها را ردیابی کند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 16:54  توسط بیکی زاده  | 

بسم الله الرحمن الرحيم

دختران رسول خدا

پيامبر اكرم (ص) چهار دختر داشتند كه هر چهار نفر مادرشان حضرت خديجه بود.

1-     زينب . اولين دختر رسول خدا زينب نام داشت زينب را حضرت خديجه به عقد خواهر زاده خودش    ابوالعاص ابن ربيع در آورده بودند .

2-     رقيه . دومين دختر پيامبر رقيه نام داشت رقيه را پيامبر خدا به حضرت عثمان داده بودند .

3-     ام كلثوم . سومين دختر رسول خدا ام كلثوم نام داشتند پس از رحلت رقيه پيامبر خدا (ص)

ام كلثوم را به عقد حضرت عثمان در آوردند چونكه حضرت عثمان اين افتخار بزرگ را كه دو دختر رسول خدا را يكي بعد ديگري به عقد خود در آورند حاصل نمودند بهمين خاطر به ايشان لقب ذوالنورين (يعني صاحب دو نور ) داده بودند.

4 -  فاطمه . چهارمين دختر پيامبر فاطمه نام داشتند فاطمه را پيامبر اكرم به عقد حضرت علي در آوردند.

مرقد اين بانوان بهشتي

هر چهار  دختر پيامبر در قبرستان بقيع مدينه دفن اند به اين شكل كه سه تا دختر پيامبر در يكجا كنار هم دفن اند و با سه سنگ نشانگزاري شده اند و حضرت فاطمه در قسمت قبور بني هاشم قسمت راست بقيع (قسمت ورودي بقيع ) جاييكه عباس حسن و ديگر خويشاوندان پيامبر دفن اند همانجا مدفون اند.

نکته

چیزیکه برای من مقداری سوال بر انگیز است اینکه بعضی برادران گاهی می گویند پنج تن پاک و در حساب خود فقط حضرت فاطمه را به حساب می آورند و سه دختر دیگر که پدر و مادرشان یکی است جزو این مطلب حساب نمی کنند یعنی نعوذ بالله آنها نا پاک اند؟؟؟ نمی دانم آنها چه فکر می کنند .

بعضی وقتها برخی از برادران ظالم برای فریب دادن و گمراه ساختن عوام می گویند: تنها دختر پیامبر

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 16:51  توسط بیکی زاده  | 

تقدیم به کسانی که دنبال حقیقت هستند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 16:47  توسط بیکی زاده  | 


سیف الله جمعه یکم تیر 1386 10:39

بسم الله الرحمن الرحيم

سلمان رشدي مرتد براي كفار بر ضد دين اسلام فعاليتي نمود و يك كتاب نوشت كافران براي قدر داني از او چندين سال از وي محافظت نموده و جديدا به لقبي داده و تشويقش نمودند.

در حاليكه مسلمانان براي مجاهدين خود چندان ارزشي قايل نيستند.

كسي كه بهترين كاخهاي كنار حرم مكه و مدينه را رها نموده چندين سال است در درون غارها و كوههاي كشورهاي مختلف زندگي مي كند آيا مستحق تشويق و اعطاي جايزه نيست؟

در مقابل جسارت دولت انگليس از سوي مسلمانان به اسامه بن لادن لقب    سيف الله   داده شد.

سیف الله     سیف الله     سیف الله    سیف الله        سیف الله        سیف الله     سیف الله

سیف الله     سیف الله     سیف الله    سیف الله        سیف الله        سیف الله     سیف الله 

سیف الله     سیف الله     سیف الله    سیف الله        سیف الله        سیف الله     سیف الله  

سیف الله     سیف الله     سیف الله    سیف الله        سیف الله        سیف الله     سیف الله  

سیف الله     سیف الله     سیف الله    سیف الله        سیف الله        سیف الله     سیف الله  

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 16:34  توسط بیکی زاده  | 

مولانا عبدالحمید اظهار داشت: صدها روستا در چابهار،دشتیاری و کنارک در محاصره سیل قرار گرفته اند و  خدا می داند که چقدر تلفات داشته و چند نفر کشته بجای گذاشته است اما این بلاها را خداوند متعال آورده است و می خواهد ما انسانها را بیازماید که با این گونه حوادث  چگونه بر خورد می کنیم.
خطیب جمعه اهل سنت زاهدان با توجه به عملکرد ضعیف ارگانهای دولتی و مسؤلین استان در مقابله با این گونه حوادث گفت: به نظر بنده آمادگی ای که باید مدیریت استان در برابر حوادث غیر مترقبه می داشت، نداشته و ضعیف عمل کرده است چنانکه دوماه قبل در سیل نصرت آباد و هفته گذشته در سیل زاهدان، ستاد حوادث غیر مترقبه و هلال احمر که ما خیلی بر اینها حساب می کردیم، خوب عمل نکردند و باید مورد تجدید نظر قرار گیرند زیرا آنطوری که انتظار مردم از اینها بود نتوانستند رسیدگی کنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت 17:19  توسط بیکی زاده  | 

                                                                                                                                                                  

کجایند باجخوران استان که از تعسب جاهلی کور شدند /؟Dashtyari chabhar balochstan2

Dashtyari chabhar balochstan3

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت 16:32  توسط بیکی زاده  | 

عبدالمالک ؛ مشاور رئيس‌جمهور در امور اهل سنت!! | بلوچستان

به گزارش آژانس خبری تفتان  به نقل از مرز پرگهر روز گذشته ( چهارشنبه ) شبکه خبر در اخبار ساعت ۱۳ در حالیکه خبر محکومیت انفجار حرمین عسکریین را به نقل از مولوی مدنی مشاور رئیس جمهور در امور اهل سنت پخش می کرد تصویر عبدالمالک رهبر گروه جندالله را به جای مولوی مدنی بر روی صفحه تلویزیون نمایش می داد.
این تصویر تا پایان پخش این خبر بر روی صفحه تلویزیون بود و هیچ توضیح یا اصلاحیه ای از سوی این شبکه در این رابطه نیز پخش نشد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت 16:21  توسط بیکی زاده  | 

ما تورا در برابر استهزاء كنندگان بسنده ايم
شيخ دكتر ناصربن سليمان العمر
حال كه اين جزاي بيرون راندن پيامبر است پس جزاي آنكه مسخره ، استهزاء و آزار و اذيت مي كند چيست؟
شايد كسي يافت نشود كه پيامبري از پيامبران خدا را اذيت نموده و سپس توبه نكرده باشد مگر اينكه ناچارا بايد به عذاب سختي گرفتار آيد.
شيخ الاسلام ابن تيميه بعد از ذكر حديث انس بن مالك رضي الله عنه كه مي فرمايد: شخصي نصراني بود كه اسلام آورد و سوره بقره و آل عمران را مي خواند و براي رسول الله صلي الله و عليه و سلم مي نوشت سپس .....

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم فروردین 1386ساعت 19:1  توسط بیکی زاده  | 

                                          

        
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم فروردین 1386ساعت 18:53  توسط بیکی زاده  | 

                                                  
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم فروردین 1386ساعت 18:46  توسط بیکی زاده  | 

اميرالمؤمنين عمر بن الخطاب (رضي الله عنه)
بيداري اسلامي
با اسلام حمزه بن عبدالمطلب (رضي الله عنه) و عمربن الخطاب (رضي الله عنه) موقعيت مسلمانان بهبود يافت و مشركين نـتوانستند مانند گذشته به رسول الله (صلي الله عليه و سلم) آزار برسانند.
عبدالله بن مسعود (رضي الله عنه) مي گويد: از هنگامي كه عمر (رضي الله عنه) اسلام آورد ما عزت يافتيم. تا قبل از آن نمي توانستيم در كنار كعبه طواف كنيم و نماز بگزاريم اما پس از اسلام او اين امكان را يافتيم.
صهيب بن سنان (رضي الله عنه) مي گويد: هنگامي كه عمر اسلام آورد، اسلام آشكار شد و بطور علني دعوت به آن آغاز گرديد و ما توانستيم به دور كعبه حلقه زده و جلسه بگيريم...

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم فروردین 1386ساعت 17:32  توسط بیکی زاده  | 

ای تارک نماز!!
چه حسرت شديدي اگر در حالي كه تارك نماز هستي مرگت فرا رسد...
چه مصيبت عظيمي اگر در اين حال در روز قيامت برانگيخته شوي...  

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم فروردین 1386ساعت 17:25  توسط بیکی زاده  | 


قرآن کريم وصراطهاي مستقيم
سيد احمد هاشمی
يکي از بحثهاي داغي که درسالهاي اخير در ايران ما بر سر زبانها افتاده وکتابها ومقالات زيادي هم پيرامون آن نوشته شده است، مبحث پلوراليسم ديني يا با به تعبير دکتر سروش، صراطهاي مستقيم است، در ايران بحق ايشان در اين زمينه سردمدار ومروج اين طرز تفکر مي باشند وکتاب معروف ايشان بنام«صراطهاي مستقيم»

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم فروردین 1386ساعت 17:21  توسط بیکی زاده  | 

   تقدیم به کسانیکه دنبال حقیقت هستند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعت 15:50  توسط بیکی زاده  | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعت 15:37  توسط بیکی زاده  | 

تقدیم  به جستجو گران حقیقت

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم بهمن 1385ساعت 16:42  توسط بیکی زاده  | 

تقدیم به جستجو گران حقیقت
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم بهمن 1385ساعت 16:2  توسط بیکی زاده  | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 19:8  توسط بیکی زاده  | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 19:6  توسط بیکی زاده  | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم دی 1385ساعت 19:20  توسط بیکی زاده  | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم دی 1385ساعت 15:59  توسط بیکی زاده  | 

 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم دی 1385ساعت 12:3  توسط بیکی زاده  | 

اختلاف بين صحابه!                       بسم الله الرحمن الرحيم

باسلام به پيروان حق وحقيقت

از آنجائي که برخي دوستان سئوالاتي درباره اختلاف بين صحابه وحضرت علي (ع)ومعاويه داشتند برآن شديم اين وقايق تاريخي را مروري بدون  هرگونه تعصبي نماييم

   نكته اي كه بسياري ازاهل شيعه را به اشتباه مياندازد اين است كه حتي يك خطا را حاضر نيستند به صحابه ببخشند وگمان دارند كه آنها بايد همه كارهايشان خوب باشد و اتفاقاً همين عقيده را در مورد علي(ع) دارند . آنها مي پندارند كه علي معصوم بوده است . ما هرگز عقيده نداريم كه صحابه منجمله علي (ع) معصوم بوده اند بلكه معتقديم از بعضي از صحابه كارهاي خطايي سر زده است ما  داريم صحابه اي را كه در جنگ بدر حاضر بوده اما براي حفظ خانه اش حمله پيامبر به مكه را به كفارگزارش داده وقتي رازش برملا شد پيامبراز او پرسيد . ( آيا كافر شدي ؟) گفت ( نه يا رسول خدا ايمان به خدا و رسولش دارم. تنها اين تدبيري بود براي حفظ خانواده ام در مكه ) عمر  اجازه خواست تا او را بكشد اما پيامبر گفت صحابه بدري را خدا بخشيده است .

خداوند در قرآن مي فرمايد .

(وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ فَإِنْ فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ) (الحجرات:9)

(اگر دو گروهي از مومنان با هم جنگ كردند آن دو را آشتي دهيد پس اگر يكي بر ديگري ظلم و زور گوئي كرد با زياد رو و زورگو جنگ كنيد تا به حكم خدا رجوع كند و وقتي به حكم خدا رجوع كرد پس بين آن در گروه بعدل اصلاح كنيد .)

از ظاهر آيه بر مي آيد كه امكان دارد دوگروه با هم جنگ كنند در حاليكه هر دو طرف مومن باشند و امكان دارد مومني به مومن ديگر زور بگويد البته اين به آن معني نيست كه حالا هر جا ديديم دو گروه بنام مسلمان باهم مي جنگند هر دو را ما مسلمان بدانيم يا يك طرف را بدانيم ! نه مابايد تحقيق كنيم پس بياييد روابط بين صحابه را ذره بين ببريم .

(گفتيم صحابه معصوم نبودند و به حكم اين گاهي كار آنها به مرافعه و دعوا مي رسيد و آنها شكايت به رسول خدا مي بردند وتسليم فرمان او بودند كار در زمان ابوبكر و عمر و عثمان برهمين منوال بود البته گاهي مي شد كه صحابه از رهبريت ناراضي مي شدند يا رهبر از افراد زير دست ناراضي مي شد اما جريان بر اساس قانون قرآن رول عادي خود را طي مي كرد مثلاً عمر خالد را دوست نميداشت و از ابوبكر خواست كه او را بركنار كند .

اما ابوبكر سليقه ديگري داشت وقتي عمر خليفه شد خالد را كنار زد اما خالد قهر نكرد چون يك سرباز عادي به جهاد ادامه داد . وقتي عثمان خليفه شد حضرت علي نسبت به بعضي از امور ايراد هاي به ايشان داشتند و حضرت عثمان نمي پذيرفتند .

اما علي شورش نكرد انقلاب نكرد توطئه گري نكرد بلكه حتي پسرانش نگهبان اميري بودند كه علي بهرحال از سياست وكشور داري او ناراضي بود اولين فتنه را كساني بوجود آوردند كه صحابه نبودند او باشاني از مصر خليفه سوم را شهيد كردند و خليفه در حاليكه قدرت دفاع داشت دست به شمشير نبرد و اجازه نداد احدي دست به شمشير ببرد و غلط يا درست، اين فتواي ايشان بود. اما پس از مرگ ايشان صحابه اي كه از عمل مصريان اوباش به خشم آمده بودند ديگر مانعي براي دست بردن به شمشير نديدند. و هركس به گوشه اي رفت تانيرويي جمع كند و اوباشان را گوشمالي دهد .

ناگفته نگذاريم كه پس از شهادت خليفه سوم اصحاب و منجمله شورشيان كه مسلط برشهر شده بودند با علي بيعت كردند علي براساس فتواي خود تصميم گرفت كارها را يكي يكى اصلاح كند چون معاويه حاكم شام زير بار بيعت نمي رفت لذا علي سزا دادن قاتلان عثمان را به آن دليل و به يك دليل مهم تربه عقب انداخت دليل مهمتر اين بود كه علي نيروي كافي براي مقابله با آنها را نداشت نيروهاي صادق پراگنده شد بودند .و شيرازه كارها از هم گسيخته بود و براي بنظم در آوردن امور احتياج به زمان بود. اينجا اختلاف بين صحابه شروع شد حضرت عايشه و طلحه زبير اصرار بر مجازات فوري قاتلان عثمان داشتند و نيروي گرد آوردند تا بزعم خود قاتلان را بكشند آنها سرجنگ به حضرت علي را نداشتند وقتي دو لشكر روبرو شدند كار به مذاكره كشيد اما فتنه گران كه در هر دو طرف بودند شبانه جنگ را شروع كردند و كنترل از دست صحابه خارج شد . و آتش جنگ با پيروزي حضرت علي موقتاً خاموش شد طلحه شهيد شده بود زبير هم ، و عايشه اسيرعلي بود . و از دو طرف كشته هاي مسلمانان زمين را فرش كرده بود . حضرت علي به قاتل زبيركه خبرمرگ او را بهمراه شمشيرش آورده بود تا مژدگاني بگيرد مژده به جهنم داد و گفت ( از پبامبر شنيدم قاتل زبيرجهنمي است) و مردغضبناك شد و بعد جز و خوارج گشت و بدرك واصل شد .

حضرت به پسرطلحه گفت اميدوارم خدا مرا با پدر تو مشمول اين آيات گرداند.

(إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ ادْخُلُوهَا بِسَلامٍ آمِنِينَ وَنَزَعْنَا مَا فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ إِخْوَاناً عَلَى سُرُرٍ مُتَقَابِلِينَ)(الحجر-45 -46- 47) ( بدرستيكه پرهيزگاران در باغ ها و چشمه ها باشند داخل شويد در آن بهشت ها سلامتي و بدون خوف و بيرون كشيم از دلهايشان كينه را ، برادر يكديگر شده برروي تختهاي مقابل يكديگر( نشسته ) .

حضرت جسد كشتگان، اعم ازسپاه موافق يا مخالف را يكجا قرار داد و برآنها نماز جنازه خواند حد اقل شيعه معتقد است كه كسي كه علي برايش مغفرت بطلبد بهشتي است .

فتنه گران ازسپاه علي خواستند اموال مسلمانان منهزم شده را به يغما برند علي منع كرد و از ميان لشكر علي آنهايي كه بعدها خوارج شدند گفتند (مالشان را حرام كردي و خونشان را حلال ) اما علي همچنان معتقد بود كه اين فتنه اي است كه بين اهل قبله رخ داده .

اين رفتار علي بود با آنهايي كه مردند علي نمي توانست كاري پيش از اين برايشان بكند اما با عايشه همسر رسول خدا بعنوان محارب خدا و رسولش رفتار نكرد او را زنداني ننمود و تحت نظر نگرفت نه او را بلكه باهيچ مسلمان ديگري چنين نكرد. به حضرت عايشه نزديك شد و سلام كرد جواب شنيد براي او استغفار طلبيد عايشه نيز برايش استغفار خواست پس امر كرد .

زنان لباس مردانه بپوشند و حرم رسول خدا را با احترام به مدينه برگردانند و علي هرگز از منبر براي كوبيدن عايشه استفاده نكرد علي هرگز نگفت كه طلحه وزبير به بهشت نمي روند علي بر اتفاق افتاده افسوس ميخورد همچنان كه عايشه چنين مي كرد ما اگر راست مي گوييم بايد چون علي باشيم اگر علي عايشه را فحش داد ما هم بدهيم .

چرا بعضي ها از علي هم داغ ترند درست مثل خوارج كه مي خواستند مال كشته شده گان را نيز بگيرند .

در جنگ بين صحابه شكي نيست كه حضرت علي محق تر بودند چونكه ايشان جز وصحابه كبار و عشره مبشره محسوب مي شدند و بهرحال به خلافت انتخاب شده بودند ونقطه ضعفي نداشتند .

ولي مخالفان هم براي مخالفت خود دلايلى شرعي داشتند آنها به بعضي از اطرافيان علي معترض بودند و ايراد آنها هم درست بود زيرا درميان سپاهيان علي افرادي بودند كه صفات منافقين را داشتند يعني در جنگها خرابكاري ميكردند و دست به فتنه ميزدند .همانها درشبي كه فردايش قرار بود براي جلو گيري از جنگ بين حضرت علي و طلحه و زبير مذاكره شود آتش فتنه را روشن كردند و شبانه به سپاه مخالف زدند و باعث به شهادت رسيدن طلحه و زبير شدند همانها بعدها درجنگ صفين وقتي حضرت علي در آستانه پيروزي قرار داشت و به كمك معاويه شتافتند وعلي را درمحاصره گرفتند و او را مجبور كردند كه تن به صلح دهد تا مبادا سر زمين اسلامي يكپار چه شود و دو باره فتوحات خارجي ادامه يابد باز همانها بعد از صفين چون ديدند علي مصمم است سر زمين اسلامي را اگر به مذاكره نشد بازور يكپارچه كند از در مخالفت با او در آمدند و علي را كافر دانستند و شروع كردند به كشتن مخلصين . 

و در نهايت علي مجبور شد به خون خواهي يك صحابه مظلوم به ياران سابق خود حمله كند و4000 نفر را درنهروان بكشد ولي يكي ازآنهاي كه جان در برده بود بلاخره موفق به شهيد كردن حضرت علي شد . اما علي قبل ازشهادت درنهايت باكشتن 4000 نفر از ياران سابق خود در جنگ نهروان كاري را كرد كه طلحه و زبير و عايشه و ديگران قبلاً خواستار آن بودند اگرعلي فرصت مي داشت بيش از اين دست به پاكسازي ميزد اما چه ميشود كرد كه بشرمعصوم نيست و لو آنكه صحابي باشد ياران ديگر پيامبر سليقه جداگانه اي داشتند و علي فرصت نيافت و شد آنچه كه نبايد ميشد .

اما اينها را نبايد بهانه كرد و طرف ديگر را كافر گفت زيرا اولاً آنها مخالف علي نبودند و ثانياً على آنها را كافرنميدانست .

و تازه اين هيچ ربطي به عمر و ابوبكر و عثمان كه پيشتر درگذاشته بودند ندارد .

امروز شيعيان ابو موسي اشعري را پير مردي خرفت ميدانند اما اين طور نيست جاي نشنيده ام كه حضرت علي در انتخاب ابو موسي تحت فشار بوده باشد او خود ابو موسي را به نمايندگي انتخاب كرد پس حتماً به تقوي و عقل او اطمينان داشت .

و آنگهي كار ابو موسي بهتر ازكار امام حسن بود اگر او علي را خلع كرد معاويه را نيز بركنار نمود واما امام حسن خود را بركنار كرد و حكومت معاويه را پذيرفت پس بر ابوموسي ايرادي نيست همچنان كه برامام حسن شماتتي نيست هدف آن دو بزرگوار يكپارچه كردن كشوراسلامي بود

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 13:46  توسط بیکی زاده  | 

شهادت؟
  
 توهين و افتراء از هر سو در رسانه ها، مطبوعات و سايتها به مقدسات  اهل سنت و جماعت شيوع پيدا کرده است. به عنوان مثال:در «خانه نور براي تنور قدرت آتش گرفت» نوشته آقاي سليماني کد خبر 41585 سايت بازتاب 6 تير آمده  است:«دور از چشم و هياهوي ديو سيرتان ....، اما صد دريغ از مدعاي دروغين شان، که حرمت دخترش را روا نداشتند،  و هيزم آوردند آتش افروختند، درب خانه را سوزاندند .... سياهي با لگد به درب مي کوبد... واحسرتا! خانه نور براي تنور قدرت آتش گرفت.»
ماه را به چه قيمت فروختند؟
غاصبانه وارد خانه شدند تا براي پايه هاي حکومت نامشروع خود، دستاويز محکم بسازند، امارت و رياست چشمانشان را کور و قلب سياه شان را ميرانده است، با لگد به درب مي کوبند......».


آري، به فرمايشات و تذکرات عظماي حوزه و دولت خدمتگذار امثال آيت الله اميني امام جمعه موقت قم و آيت الله ناصر مکارم شيرازي وقعي نداده که هميشه تذکر مي دهند «که مداحان در مداحي خود کاري نکنند که سبب فرقت و اختلاف و وحدت شکني بشود»بنابراين پرخاشگري و افترا زيبنده ي احدي نيست بلکه به تحقيق علمي پرداختن

جاي‌ بسي‌ شگفتي‌ است‌ كه‌ واقعه‌اي‌ به‌ اين‌ بزرگي‌ كه‌ ما معتقديم‌ عرش‌ خداوند را نيز به‌ لرزه‌ در خواهد آورد باگذشت‌ بيش‌ از چهارده‌ قرن‌ همچنان‌ مسكوت‌ مانده‌، در حالي‌ كه‌ شهادت‌ حضرت‌ حسين‌(رضي الله عنه)كه‌ فرزند حضرت‌ علي‌ و حضرت‌فاطمه‌ (رضي‌ الله عنهما)است‌ چنان‌ بازتاب‌ گسترده‌اي‌ داشته‌ كه‌ با شنيدن‌ نام‌ روز عاشورا هر مسلماني‌ از قاتلان‌ حضرت‌ حسين‌(رضي الله عنه)و يارانش‌ اظهار تنفر مي‌نمايد و حماسه‌ آفريني‌ قهرمانان‌ كربلا را در ذهنش‌ تداعي‌مي‌كند. اكنون‌ ما مي‌خواهيم‌ با نصب‌ پلاكاردها و نوشتن‌ شعار بر روي‌ در و ديوار، مسلمانان‌ را از شهادت‌ فاطمه‌ي‌ زهرا(رضي‌ الله عنها)آگاه‌ سازيم‌!

 و شگفت‌ انگيزتر آنكه‌ با گذشت‌ بيست‌ سال‌ از آغاز انقلاب‌ اسلامي‌، خبري‌ از شهادت‌ حضرت‌ فاطمه‌ (رضي‌ اللهعنها)نه‌ در تقويم‌ رسمي‌ كشور و نه‌ در كتابهاي‌ تاريخ‌ نظام‌ آموزشي‌ نبود، امّا حال‌ چه‌ انگيزه‌اي‌ در كار است‌ كه‌ چنين‌ غوغايي‌ به‌ راه‌افتاده‌ است‌!؟ بايد توجه‌ داشت‌ كه‌ برخي‌ اين‌ داستان‌ را از محيط‌ تحقيق‌ و بررسي‌ علمي‌ خارج‌ كرده‌ و از آن‌ يك‌ «سوژه‌» براي‌ «تبليغ‌» ساخته‌اند و قطعاً گروههايي‌ كه‌ به‌ نوعي‌ خود را در تبليغ‌ اين‌ قصّه‌ ذي‌نفع‌ مي‌دانند دست‌ بردار نيستند و كوشش‌ دارند تا از راههايي‌ اين‌ داستان‌ را وسيله‌ي‌ تفرقه‌ اندازي‌ قرار دهند كه‌ ما واقعاً از اين‌ روند متأسفيم‌. «فالي‌ الله المشتكي‌ و هو المستعان‌ و عليه‌ التكلان‌»زماني‌كه‌ در جامعه‌ي‌ عرب‌ نسبت‌ به‌ يك‌ زن‌ مسلمان‌ عادي‌ و آن‌ هم‌ به‌ خاطر مسأله‌اي‌ نسبتاً جزئي‌ چنين‌ واكنشي‌ انجام‌ بگيرد كدام‌عقل‌ مي‌پذيرد كه‌ حضرت‌ فاطمه‌ زهرا(رضي‌ الله عنها)كه‌ جگر گوشه‌ي‌ پيامبر خداست‌، مورد تعرض‌ و بي‌ حرمتي‌ قرار گيرد تا آنجاكه‌ پهلوي‌ مباركش‌ بشكند و فرزندش‌ سقط‌ شود و حضرت‌ علي‌ مرتضي‌(رضي الله عنه)ـ فاتح‌ خيبر و قاتل‌ عمرو بن‌ عبد ودّ، پهلوان‌ عرب‌ ـ وساير صحابه‌ اعم‌ از مهاجرين‌ و انصار هيچ‌گونه‌ واكنشي‌ از خود نشان‌ ندهند؛ بدون‌ شك‌ يك‌ مسلمان‌ عادي‌ پيدا مي‌شد كه‌ انتقام‌ دخت‌گرامي‌ رسول‌ اكرم (صلي الله عليه وسلم) را بگيرد. تاريخ‌ اين‌ مسأله‌ را به‌ اثبات‌ رسانده‌ است‌ زماني‌ كه‌ حضرت‌ عمر فاروق‌(رضي الله عنه)بر مسند خلافت‌نشست‌ در ميان‌ مهاجرين‌ و انصار خطابه‌اي‌ ايراد كرد و فرمود: اگر من‌ در انجام‌ برخي‌ امور سهل‌ انگاري‌ نمايم‌ شما چه‌ واكنشي‌ ازخود نشان‌ مي‌دهيد؟ كسي‌ پاسخ‌ نداد، حضرت‌ عمر(رضي الله عنه) باري‌ ديگر از آنان‌ پرسيد در اين‌ هنگام‌ حضرت‌ بشر بن‌ سعد بلند شد وگفت‌: اگر تو چنين‌ كني‌ ما تو را مانند تير راست‌ خواهيم‌ كرد.آنگاه‌ حضرت‌ عمر فاروق‌(رضي الله عنه) فرمود: اگر چنين‌ باشيد شما گمراه ‌نخواهيد شد. (علاء الدين، علي متقي، کنزل العمان، ج5 ص: 687، شماره روايت:14196، مؤسسة الرسالة 1405 هـ) باز داستان‌ ازدواج‌ حضرت‌ عمر فاروق‌(رضي الله عنه) با ام‌ كلثوم‌ دختر گرامي‌ حضرت‌ علي‌ مرتضي‌(رضي الله عنه و حضرت‌ فاطمه‌ زهرا (رضي‌الله عنها) كه‌ در كتب‌ فقهي‌ و تاريخي‌ شيعه‌ به‌ آن‌ تصريح‌ شده‌ است‌ (ر.ک به مجله نداي اسلام، سال اول، شماره سوم، مقاله حضرت فاطمه زهرا از ولادت تا افسانه شهادت)نيز بيانگر مودّت‌ ميان‌ آن‌ بزرگواران‌ است‌ و آيا ممكن‌ است‌ كه‌حضرت‌ علي‌(رضي الله عنه) شهادت‌ حضرت‌ فاطمه‌ زهرا (رضي‌ الله عنها) را به‌ همين‌ زودي‌ فراموش‌ كند و يا به‌ خاطر ترس‌ و بيم‌ از حضرت‌عمر فاروق‌(رضي الله عنه) مجبور شود تا دخترش‌ را به‌ ازدواج‌ قاتل‌ همسر گراميش‌ در آورد!!؟


علاوه‌ براين‌ مشورت‌هاي‌ مهم‌ حضرت‌ عمر(رضي الله عنه) با حضرت‌ علي‌(رضي الله عنه) در امور خلافت‌، قضاوتها، احكام‌ و... نشانه‌ي‌ همكاري‌صميمانه‌ و ارتباط‌ دوستانه‌ ميان‌ آن‌ بزرگواران‌ است‌ چنانكه‌ در سخنان‌ حضرت‌ علي‌(رضي الله عنه) در «نهج‌ البلاغه‌» آمده‌ است‌:«(134) و من‌ كلامه‌ له‌ عليه‌ السلام‌: و قد شاوره‌ عمر بن‌ الخطاب‌ في‌ الخروج‌ الي‌ غزو الروم‌ بنفسه‌..، انك‌ متي‌ تسير الي‌ هذا العدوّ بنفسك‌ فتلقهم‌ فتنكب‌ لا تكن‌ للمسلمين‌ كانفة‌ دون‌ اقصي‌ بلادهم‌، ليس‌ بعدك‌ مرجع‌ يرجعون‌ اليه‌، فابعث‌ اليهم‌ رجلاً محرباً،واحضر معه‌ اهل‌ البلاد و النصيحة‌، فان‌ أظهر الله فذاك‌ ما تحب‌ّ، و ان‌ تكن‌ الاُخري‌ كنت‌ ردءاً للناس‌ و مثابة‌ للمسلمين‌»(فيض الاسلام، شرح نهج البلاغ، ج2، ص: 415، چاپ تهران و همچنين مراجعه شود به شرح نهج البلاغه، ج3، ص: 442)«تو خود اگر به‌ سوي‌ اين‌ دشمن‌ (قيصر روم‌ و لشكريانش‌) روانه‌ شوي‌ و در ملاقات‌ با ايشان‌ مغلوب‌ گردي‌ براي‌ مسلمانان‌ شهرهاي‌دور دست‌ و سرحدها پناهي‌ نمي‌ماند، بعد از تو مرجعي‌ نيست‌ كه‌ به‌ آنجا مراجعه‌ نمايند پس‌ (مصلحت‌ در اين‌ است‌ كه‌ تو در اينجا بماني‌ و به‌ جاي‌ خود) مرد جنگ‌ ديده‌ و دليري‌ به‌ سوي‌ ايشان‌ بفرست‌، و به‌ همراهي‌ او روانه‌ كن‌ كساني‌ را كه‌ طاقت‌ بلا و سختي‌ جنگ‌داشته‌ و پند و اندرز را بپذيرند، پس‌ اگر خداوند (او را) غالب‌ گردانيد همان‌ است‌ كه‌ ميل‌ داري‌ و اگر واقعه‌ي‌ ديگري‌ پيش‌ آيد تو يار و پناه‌ مسلمانان‌ خواهيد بود».و نكته‌ي‌ مهم‌ ديگر آنكه‌ حضرت‌ فاطمه‌(رضي‌ الله عنها) در مورد فدك‌ تا چندين‌ روز با حضرت‌ ابوبكر(رضي الله عنه به‌ بحث‌ و گفتگوپرداخته‌ و طبق‌ ادعاي‌ برادران‌ تشيع‌ به‌ مسجد نبوي‌ تشريف‌ برده‌ و خطابه‌اي‌ مفصل‌ ايراد نمود و خواستار استرداد فدك‌ شد (ر.ک، علم الهدا، سيد احمد، زهرا مولود وحي، ص: 236، مؤسسه انتشارات امير کبير تهران، چاپ پنجم، 1375 هـ ش)، حال‌اين‌ سؤال‌ مطرح‌ مي‌شود كه‌ چگونه‌ ممكن‌ است‌ كه‌ حضرت‌ فاطمه‌(رضي‌ الله عنها) با پهلوي‌ شكسته‌ و آن‌ هم‌ زماني‌ كه‌ سقط‌ جنين‌كرده‌ و در حاليكه‌ از دخول‌ مسجد شرعاً معذور مي‌باشد در مسجد حضور يابد و با ايراد خطبه‌اي‌ آتشين‌ حضرت‌ ابوبكر(رضي الله عنه) رامحكوم‌ نمايد؟! كه‌ اين‌ مطلب‌ دلالت‌ بر بي‌ اساس‌ بودن‌ داستان‌ شهادت‌ حضرت‌

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385ساعت 13:6  توسط بیکی زاده  |